تبليغاتX
رهگذر
رهگذر
دل نوشته ها
 
نوشته شده در تاريخ 88/04/13 توسط رهگذر |
روستا و هواش یعنی زندگی... یعنی اکسیژن ناب، یعنی آرامش و سکوت.یه وقتایی هست که تو روستا مخصوصاً شبا احساس می کنی کر شدی! از بس همه جا ساکته اما اون وسط یهو صدای یه خری، گرگی، چیزی حالیت می کنه که نه هنوز می شنوی!!!!!

طعم میوه های روستا یعنی بهشت. صفای مردمش یعنی صفای مردم بهشتی. وای از اعتقادات و ایمونشنون هم که دیگه همه باخبریم. از این سادگیشون هم که نباید گذشت هرکسی رو که می بینن ولو غریبه اول سلام می کنن و بعدش با یه فضولی با نمک می پرسن: مال کی هستی!!!!( یعنی بچه کی هستی؟!!!) بعدش تا شجره نومچه ات رو در نیارن ولت نمی کنن!!! خیلی باحالن!!! می گن بابا بزرگ من به جای باباش ملا (معلم) ده بوده و تعزیه خوون عاشورا(شاید به خاطر همونه که فامیلیمون محبی است!) همین رو که به هر کسی بگی خودش می فهمه تو «مال» کی هستی!!!! فکر می کنم این بر می گرده به همون اعتقادات روستایی ها که معلم ها و مذهبی ها بینشون یه جای خاص داشته!!!

 به قول سیاوش:

نفس بکش، نفس بکش، اینجا نفس غنیمته... .

درباره وبلاگ

زندگی باید کرد...
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin